من در این پست به معرفی یکی از شخصیت ها کارآفرین می پردازم که در ایران به عنوان اولین زنی شناخته شد که در زمینه بازیافت گام برداشته

خانم دکتر هایده شیرزادی
مدیرعامل شرکت بازیافت مواد و تولید کود آلی کرمانشاه

زندگی نامه ایشان را از زبان خودشان بشنوید

من اهل استان کرمانشاه هستم در شهر گیلانغرب متولد شده، دوران دبستان را گذرانده، با توجه به اینکه گیلانغرب در یک محیط بسیار بن بست قرار داشت و فاقد دبیرستان دخترانه بود لذا تمامی دختران پس از گذراندن دوران ابتدایی بر اساس شرایط و موقعیت درنهایت راه خانه داری را پیش گرفته، از کودکی علاقه داشتم ادامه تحصیل دهم به صورت متفرقه دوران دبیرستان را گذرانده سپس فوق دیپلم حرفه و فن برای معلمی را گذرانده، 2سال معلم راهنمایی بودم. به دلایلی امکان ادامه کار برایم دیگر ممکن نبود در واقع ممنوع از هر نوع شغل و فعالیت شدم لذا تصمیم گرفته عازم خارج از کشور شوم و در رشته کشاورزی تحصیل نمایم در سال 1364 عازم آلمان شدم، ابتدا زبان آلمانی را یاد گرفتم چون مدارک تحصیلم در ایران برای ادامه تحصیل در آلمان مورد قبول قرار نگرفت. لذا در یک دبیرستان آلمانی ثبت نام نموده مجدد دیپلم گرفتم در رشته مهندسی کشاورزی بین المللی تحصیل نمودم با این هدف که وقتی به ایران برگشتم بتوانم تجاربم را در بخش کشاورزی نوین به کار ببرم، دانشگاه کاسل که من تحصیل می نمودم در آن زمان پیشرو علم کشاورزی ارگانیک، انرژی های نو بود حتی اولین دانشکده محیط زیست آلمان در این دانشگاه شروع شد. طرح تفکیک پسماندهای آلی برای اولین بار در جهان زیر نظر اساتید دانشگاه کاسل انجام گرفت. از ابتدا که با این مبحث آشنا شدم با خود تصمیم گرفتم پس از اتمام تحصیلم در این خصوص برای وطنم تلاش نمایم.
پس از اتمام تحصیل در رشته کشاورزی بین المللی در سال 71 به ایران برگشته پیشنهاد طرح کمپوست کرمانشاه را به مسئولین استان کرمانشاه نموده اما شرایط فراهم نبود و این موضوع را ضروری ندانستند با مراجعات مکرر به مسئولین استان نتیجه ای حاصل نشد با خود فکر می کردم که مسئولین قوی نیستند و استدلال من ضعیف است. لذا تصمیم گرفته در رشته اکولوژی حفاظت محیط زیست (شاخص مدیریت پسماند) ادامه تحصیل داده تا بتوانم موضوع را بهتر توجیه نمایم. در همان دانشگاه کاسل رشته اکولوژی حفاظت محیط زیست را به اتمام رسانده، تمامی تحقیقاتم را در خصوص مدیریت پسماند ایران تحقیق نموده، به این نتیجه رسیده که راه کارهایی که برای کشورهای درحال توسعه بعنوان مثال ایران مطرح می شود فقط برای کشورهای صنعتی می باشد. کاربرد آن بصورت عمومی برای ایران ممکن نیست، با اساتید دانشگاه که صحبت نمودم، پیشنهاد نمودند که موضوع دکترایم را در این خصوص تحقیق نمایم
.
پس از بررسی تحقیقاتم با توجه به اینکه شهرداری کرمانشاه هنوز آمادگی اجرای چنین طرحی را نداشته شهرهای دیگر از جمله تهران و شهرهای شمال که مشکل زباله داشت مراجعه کرده هدفم را توضیح داده اما هیچ میسر نگردید. به لحاظ اهمیت زیست محیطی موضوع برای ایران تصمیم گرفتم خود شروع نموده لذا در سال 137۵ درخواست مجوز احداث واحد بیوکمپوست را از صنایع استان نموده. خوب سرمایه من درواقع علمی بود که کسب نموده بودم علم را به ثروت یعنی سرمایه تبدیل نمودن آسان نبود. شعار «خواستن توانستن است» همیشه همراه من بود. توانستم این موضوع را تا حدودی توجیه نمایم. درخواست وام نموده با پیگیری های فراوان موفق به دریافت وام شده، سهم آورده را دانشم قبولاندم
.
با پیگیری های فراوان در سال 1377 مسئولین وقت شهرداری کرمانشاه تصمیم به مشارکت در اجرای طرح نموده و شرکت بازیافت مواد و تولید کودآلی کرمانشاه را تأسیس نموده در سال 1380 بهره برداری طرح را شروع نموده
.
این خلاصه ای از چگونگی شروع کارم بود
.
روند بقاء و توسعه کارم و اینکه چرا برای اجرای این طرح سال ها تلاش نمودم

جمله ام را با شعر بزرگ فردوسی پایان می دهم که سرآغاز هر حرکتی می باشد.
توانا بود هرکه دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود

این شعر از کودکی که در سربرگ اول هر ورق کتاب دوران دبستان بود، اهرم حرکت برای یک دختر بچه در یک منطقه محدود بود.
آری فردوسی می گوید: هر ملتی دانایی یعنی دانش را الگوی خود قرار دهد همیشه توانا است زیرا دانش پویایی است. ملتی که پویا است همیشه جوان است
.
با سپاس

.